حسن خدایی

حسن خدایی

به هر کجا کــــه رسیدم طلوع روی تو دیدم

ز شهرزاد خـــــوش آوا، حکـایت تو شنیدم

به هر چه شعر سرودم ترانه سـاز تو بودی

خیال نقش تو بود آنچه روی صحفه کشیدم

اگر ز خلق گسستم چه غم که بــا تو نشستم

اطاعت تــــو گــــزیدم اگــــر ز جمع بریدم

بــه ظلمت شب ســـردم تـو چلچراغ طلایی

طراوت گــــل صد رنــگ شاخه های امیدم

شمیم دلکش جنگل، نسیــــم صبح بهــــاری

تو جلـــوه شب شعرم، تو لطف بخت سپیدم

به بزم مـــــاه لقایان، میـــــان مجلس خوبان

بـــــه کبریــــایی حسن خــــدایی تــــو ندیدم

نادیا انجمن

Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *