باز تنها منم و جلوه زیبایی شب
باز تنها منم و جلوه زیبایی شب باز عاشق شده ام عاشق تنهایی شب باز مردم همه خوابیده و من مست خیال جامها برده ام…
باز در خشکرود دفتر من
باز در خشکرود دفتر من بانگ جانبخش آب میاید میپرد رنگ کاغذ از تب و تاب خامه با اظطراب میاید باز از خشکدشت لبهایم چامه…
باز در خشکــــرود دفتر من
باز در خشکــــرود دفتر من بانگ جـــــانبخش آب میاید میبرد رنگ کاغذ از تب و تاب خـــــامه با اضطراب میاید بـــــاز از خشکدشت لبهایم چامه…
برای پرورش راست قامتان شعورم
برای پرورش راست قامتان شعورم چقدر حوصله سقفهای شهر نا بلند است برای قد کشیدن حتی روزنه یی نیست و اندامهای شعر من چه با…
باغ من
باغ من دوست دارم معنـــی امیــــد را بــــــاور کنــم راه غـــــم بر بنــــدم و فکـــــوره دیگر کنــم ریشه های زنــــده گی را آبیــاری لازم است…
به هر جا که رسیدم طلوع روی تو دیدم
به هر جا که رسیدم طلوع روی تو دیدم ز شهرزاد خوش آوا، حکایت تو شنیدم به هر چه شعر سرودم ترانه ساز تو بودی…
تا بیکران خالی
تا بیکران خالی آنروز ها او از خودی لبریز بود می پـــرورانیدنـد دستانش نورسته بی ریشه را در خویش تا بارور گــــردد آنروز ها، در…
پر بار
پر بار روزی که اندیشه هایم به من، جای احساس سرد هیزمی هدیه آرند روزی که چشمهایش فراخی کنند آنچنان که با دیدن برگ پژمرده…
تبسم کاذب
تبسم کاذب حضـور کنـــــد مـــــرا کاهلی بهانه مکن شعــــور تند مـرا بـــــی نمک ترانه مکن پـــرم ز وســــوسه ســرد سیر سوره یاس به سهم خویش…
چگونه
چگونه چگونه ؛ از کدام کوچه های بی خطا سوار، راه خانه جستجو کند کجاست کنج رامشی که خسته جان لحظه ها دمی به خواب…





