ز شهرزاد خوش آوا، حکایت تو شنیدم
به هر چه شعر سرودم ترانه ساز تو بودی
خیال نقش تو بود آنچه روی صفحه کشیدم
اگر ز خلق گسستم چه غم که با تو نشستم
اطاعت تو گزیدم اگر ز جمع بریدم
به ظلمت شب سردم تو چلچراغ طلایی
طراوت گل صد رنگ شاخه های امیدم
شمیم دلکش جنگل، نسیم صبح بهاری
تو جلوه شب شعرم، تو لطف بخت سپیدم
به بزم ماه لقایان، میان مجلس خوبان
به کبریایی حسن خدایی تو دیدم
سرطان ۱۳۷۸





