الا ای دختران انزوای قرن
الا ای دختران انزوای قرن ای راهبان ساکت بیگانه با مردم ای مرده در آیین لبها تان تبسم بیصدا در کنج مهجوری خزیده با تبار…
آنشب
آنشب در محفل خصوصی گژدمها یک بحث داغ وتلخ دیری ادامه داشت موضوع ( زرق زهر به اندامهای علم! ) در انتخاب سم سامان نمیگرفت…
ای آسمان ببار که این خاک سوخته
ای آسمان ببار که این خاک سوخته در اشتیاق قطره باران زندگی است لبهای خشک و سینه آتش گرفته اش تصویری از نمایش پایان زندگی…
آنروز ها او از خودی لبریز بود
آنروز ها او از خودی لبریز بود مبپرورانیدند دستانش نورسته بی ریشه را در خویش تا بارور گردد آنروز ها، در زلال جاری اندیشه هایش…
ای آسمان ببـــــار کــــه این خــــاک سوخته
ای آسمان ببـــــار کــــه این خــــاک سوخته در اشتیاق قطـــــره باران زنــــده گی است لبهــــای خشـک و سینــــه آتش گرفته اش تصویـــری از نمــــایش پایان…
ای قصه های تلخ
ای قصه های تلخ عمریست دفتر دل ما خانه شماست این چشمهای غمزده این گونه های زرد آثار شوم عادت خصمانه شماست ای شاخه های…
ايا تبعيديان كوه گمنامى
ايا تبعيديان كوه گمنامى اى گوهران نامهاتان خفته در مرداب خاموشى اى محو گشته يادهاتان، يادهاى آبى روشن به ذهن موج گل آلود درياى فراموشى…
ایا تبعیدیان کوه گمنامی
ایا تبعیدیان کوه گمنامی ای گوهران نامهاتان خفته در شنزار خاموشی ای محو گشته یاد هاتان یاد های آبی روشن به ذهن موج گل آلود…
با دختر بهار
با دختر بهار تو با ترنم باران بــــه من رسیدی و باز به جست و خیز نگــــاهم شتاب آوردی میان چشم من و پیکر تو…
با کاغذ و با خامه
با کاغذ و با خامه دیشب لب من زمــزمه باز شـدن داشت تار دلــــم آهنــگ در آواز شــدن داشت پر شـــــور ترین نغمه مــوسیقی هستی…





