تو با ترنم باران بــــه من رسیدی و باز
به جست و خیز نگــــاهم شتاب آوردی
میان چشم من و پیکر تو غوغایی است
به خواب باغچــــــــه ام انقلاب آوردی
چه شورش است وجــودت، چــه اتفاق تنت
که برگ برگ تو مشغول رقص خویشتن اند
جوانه هـای تو در عشق و ناز و نور ونسیم
به گیر و دار خــــود و غافل از نگاه من اند
تو با ســــرود کبـــوتر چه نسبتی داری
که محض آمـــدنت با تو راز میگـــــوید
چه میشود که بدانم به گوشت ای زیرک
به این کرشمه چه رازی به ساز میگوید
اگر تـــرانه من خوش نشسته در گوشت
مرا بـــــه سایه سالار سرو مهمـــان کن
به فــــــرش شبدر پولکنشــان نشستم ده
و میزبــان مرا یک دو دسته ریحان کن
نادیا انجمن





