ای گوهران نامهاتان خفته در شنزار خاموشی
ای محو گشته یاد هاتان
یاد های آبی روشن
به ذهن موج گل آلود دریای فراموشی
زلال جاری اندیشه هاتان کو؟
کدامین دست غارتگر به یغما برد
تندیس طلای ناب رویاتان
در ین توفان ظلمتزا
کجا شد زورق سیمین آرامش نشان ماه پیماتان
پس ازین زمهریر مرگزا
دریا اگر آرام گیرد
ابر اگر خالی کند از عقده ها دل
دختر مهتاب اگر مهر آورد
لبخند بخشد
کوه اگر دل نرم سازد سبزه آرد
بارور گردد
یکی از نامهاتان بر فراز قله ها
خورشید خواهد شد؟
طلوع یادهاتان
یادهای آبی روشن
به چشم ماهیان خسته از سیلاب و
از باران ظلمتها هراسان
جلوه امید خواهد شد؟
ایا تبعیدیان کوه گمنامی!
نادیا انجمن
قوس ۱۳۸۰





