ای قصه های تلخ

ای قصه های تلخ

عمریست دفتر دل ما خانه شماست

این چشمهای غمزده این گونه های زرد

آثار شوم عادت خصمانه شماست

ای شاخه های غم!

صد نو بهار امید و صد مهرگان گذشت

بس غنچه ها که داغ به دل از جهان گذشت

صد راه بسته واشد و صد کاروان گذشت

فرعون مرد و قصه نمرودیــان گذشت

اما شمــــا هنوز چنان سبز و تازه اید

گــویی ز بطن باغچه امروز زاده اید

ای شعله های پاس

یک روز از دیار دل ما سفر کنید

تنها نه قلب ماست سزاوار سوختن

یک بار هم به خانه دیگر گذر کنید

ای قصه های تلخ

جــانها به لب رسیده ز مهمانی شما

زنهار، جستجو گر مسکن اگر نه آید

فــــرداست کز خرابه غمپاره روزگـار

ما رخت بسته ایم و شما زارو بی پناه

در بر زخ زمان

بیخـانه مانده ایم

نادیا انجمن

Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *