سیده تکتم حسینی
راه میافتم سوی افسانههای دور با تو
راه میافتم سوی افسانههای دور با تو مثل عشاق قدیمی ساده و مغرور با تو همپیاله با دو چشمت میشوم دیوانه و مست مستتر از…
بیا و دست مرا .. این وبال بر شانه
بیا و دست مرا .. این وبال بر شانه بدل به بال کن امشب بدل به پروانه… صدام کن غزلی تازه و لبالب را شراب…
بلای دیگری از آسمان به خانه اش افتاد
بلای دیگری از آسمان به خانه اش افتاد و باز بار غمی تازه روی شانه اش افتاد شکست در گذر سنگ های کینه، چراغش دوباره…
بگو به عقربه ها موقع دویدن نیست
بگو به عقربه ها موقع دویدن نیست که شب همیشه برای به سر رسیدن نیست به خواب گفته ام امشب که از سرم بپرد شبی…
ای یادِ دور ای غمِ ناسور.. این منم!
ای یادِ دور ای غمِ ناسور.. این منم! امشب چقدر مستعد گریه کردنم آن حرفها که روی دلم ماند.. عاقبت چون زخم کهنه ریشه دوانید…
خود را بغل کردهاست در تختی که دنیاست
خود را بغل کردهاست در تختی که دنیاست روحی که خاموشاست اما غرق غوغاست روحی خمیده، خندههایش لب پریده روحی که در عین شکستن باز…
لبخند می زنند خزان ها به خاری ام
لبخند می زنند خزان ها به خاری ام تقویم چارفصلِ پر از بی بهاری ام گم کرده ام به ساحل تو راه و چاه را…
شکر خدا یک لقمه نان در سفره دارم
شکر خدا یک لقمه نان در سفره دارم می چرخد این جا آسیاب روزگارم می چرخد اما در دلم غم خانه کرده لبخند هم دیگر…
نایی نمانده است، نوایی نماندهاست
نایی نمانده است، نوایی نماندهاست دردت به جان وطن، که دوایی نماندهاست جز آهِ سینه سوز که فریاد بی صداست در نایِ تو صدای رسایی…





