بیرون شوی شکنجه و تحقیر می‌کنند

بیرون شوی شکنجه و تحقیر می‌کنند شاید درون خانه‌نشستن پناه توست تنها قلم به دست تو و چارسو تفنگ چیزی نگو که بحث‌نمودن گناه توست…

تقدیم بکن اندکی لب‌خند مقدس

تقدیم بکن اندکی لب‌خند مقدس دادم به تو این بار کمی پند مقدس هرکس که فقط نقش ترا داده برایم در باور من بوده هنرمند…

تلخ است، زندگی او شیرین نمی‌شود

تلخ است، زندگی او شیرین نمی‌شود هر درد را دواست؛ ولی این…. نمی‌شود با خنده‌ای دوباره به‌سویم نگاه کن آغاز عشق و چهره‌ی غم‌گین نمی‌شود…

تا کمی آرام می‌شد فکر یک زن تاهنوز

تا کمی آرام می‌شد فکر یک زن تاهنوز می‌نشیند زیر چترِ گریه‌کردن تاهنوز بی‌خیال دردهای زندگی شد لحظه‌ای خنده‌ای آورد بر لب با دوصد فن…

حبس ابد کرده کسی را روزگار تلخ

حبس ابد کرده کسی را روزگار تلخ درد خودش را می‌خورد در یک کنار تلخ لب‌خند سردی در لبان خسته‌ام جاری‌ست باید حسابش کرد این…

جانم به کجا باز بگیرم خبرت را

جانم به کجا باز بگیرم خبرت را تا لغو کنی چند دقیقه سفرت را گفتی به دلم هیچ کسی راه ندارد دیدی که درآورده نگاهم…

حس می‌کنم از اول دوران بلوغی

حس می‌کنم از اول دوران بلوغی دنیای همه پر شده با چند دروغی انبار غم از هر طرف آمد به سراغت آن‌قدر که شد قلب…

در سرزمین وحشت حرف از بقا نیامد

در سرزمین وحشت حرف از بقا نیامد در قتل‌عام مردم حتا خدا نیامد دنیای ما نباید سرد و سیاه باشد بوسیدن عزیزی منع و گناه…

باید چطوری پر کنی دستان خالی را

باید چطوری پر کنی دستان خالی را تحصیل تو به‌تر نکرده وضع مالی را این‌جا کسی باید برای لقمه‌نان خود گاهی بپالد لابلای آشغالی را…

تا گریه از حضور تو لب‌خند می‌شود

تا گریه از حضور تو لب‌خند می‌شود قلبم به عشق پاک تو پابند می‌شود با بوسه‌ها که زخم دلم را شفا شدی حالا بگو که…