دریچه را بگشا

دریچه را بگشا آفتاب میتابد به روی شب در بند به شب بگوی که ما به تاج دختر مهتاب جلوه گهریم ستاره سحر از جنس…

Continue Reading...

باز در خشکرود دفتر من

باز در خشکرود دفتر من بانگ جانبخش آب میاید میپرد رنگ کاغذ از تب و تاب خامه با اظطراب میاید باز از خشکدشت لبهایم چامه…

Continue Reading...

هنگامه

هنگامه بــاز تنهــــا منـــم و جلـــوه زیبـــایی شب باز عــــاشق شــــده ام عاشق تنهایی شب باز مردم همـــه خوابیده و من مست خیال جامها بــرده…

Continue Reading...

صبح خجسته فال من چشم مرا فراز کن

صبح خجسته فال من چشم مرا فراز کن وین دل دیر خفته را با خبر از نماز کن پشت حصار حلقه ها سخت به هم…

Continue Reading...

درهم و برهم

درهم و برهم نظم میا به کـــــار من، درهم و برهمی خوشم گمشده در میان خــــود، با غم و بیغمی خوشم با غم و بیغمی…

Continue Reading...

باز تنها منم و جلوه زیبایی شب

باز تنها منم و جلوه زیبایی شب باز عاشق شده ام عاشق تنهایی شب باز مردم همه خوابیده و من مست خیال جامها برده ام…

Continue Reading...

من از دیار دور دست دوستی

من از دیار دور دست دوستی به آشتی دهی شوق با نگاه آمدم به التماس و لابه ها زبان عاشقی شدم سروده این ترانه را…

Continue Reading...

صبحها دلم چه بیقرار

صبحها دلم چه بیقرار هوای خلوت شبانه میکند خسته و گرفته میشود قیل و قال روز را بهانه میکند عصر ها ولی طلوع را ترانه…

Continue Reading...

درد های گنگ

درد های گنگ درد های دیر مانده در لفاف مبهم سکوت در سرت قصیده های سوگبار خوانده اند با نمایش کریه چهره های خویش رنگ…

Continue Reading...

با کاغذ و با خامه

با کاغذ و با خامه دیشب لب من زمــزمه باز شـدن داشت تار دلــــم آهنــگ در آواز شــدن داشت پر شـــــور ترین نغمه مــوسیقی هستی…

Continue Reading...