نیست شوقی که زبان باز کنم از چه بخوانم

نیست شوقی که زبان باز کنم از چه بخوانم من که منفور زمانم چه بخوانم چه نخوانم چه بگویم سخن از شهد که زهر است…

Continue Reading...

شوق بی نیاز

شوق بی نیاز من از دیار دور دست دوستی به آشتی دهی شوق با نگاه آمدم به التمــــاس ولابه ها زبـان عـــــاشقی شدم ســـــرودم این…

Continue Reading...

خفته در غبار

خفته در غبار دردهای گنگ درد های دیر مانده در لفاف مبهم سکوت در سرت قصیده های سوگبار خوانده اند با نمایش کریه چهره های…

Continue Reading...

ایا تبعیدیان کوه گمنامی

ایا تبعیدیان کوه گمنامی ای گوهران نامهاتان خفته در شنزار خاموشی ای محو گشته یاد هاتان یاد های آبی روشن به ذهن موج گل آلود…

Continue Reading...

گل دودی

گل دودی من از احساس تهی بودن لبریزم لبریز واین فراوانی قحطی است که گهگاه مرا در تب آتشیی مزرعه جانم میجوشاند و ازین جوشش…

Continue Reading...

شکست

شکست چه صادقـــانه، چه ساده تو بــــا یقین به شگفتن درون حجره صبرت به انتظار نشستی اگــــر بهار نیامـــد تو با نسیـــم خیالت لبی به…

Continue Reading...

خسته شد دلهای ما از درد ها، بیچاره گیها

خسته شد دلهای ما از درد ها، بیچاره گیها گم شدیم آخر میان خاکها در تیره گیها میرویم این بار و ما را نیست برگشتی…

Continue Reading...

ايا تبعيديان كوه گمنامى

ايا تبعيديان كوه گمنامى اى گوهران نام‌هاتان خفته در مرداب خاموشى اى محو گشته يادهاتان، يادهاى آبى روشن به ذهن موج گل آلود درياى فراموشى…

Continue Reading...

مرا بخوان

مرا بخوان شگفت نیست اگر کتاب یادمانه های من ترا به چینش جرقه های دور میبرد شگفت نیست اگر چکامه های من حجاب سختباف لحظه…

Continue Reading...

شب شعر

شب شعر شب است وشعر میزند شرر به لحظه های من و شوق شانه میکنــــد بـــــه رشتـه صدای من چه آتش است و ا عجب…

Continue Reading...