هر غمی کز وی تو دل آزرده‌ای

هر غمی کز وی تو دل آزرده‌ای
از خُمار مَی بُوَد کآن خورده‌ای
(مثنوی، دفتر پنجم)

غم گرچه از احوالِ طبیعیِ آدمی است و آمد و شدِ آن امری عجیب نیست، مولانا سببِ آن را در عملی می‌داند که آدمی انجام داده است. مولانا غم را به شراب تشبیه می‌کند که خوردنِ آن باعثِ آزارِ روح و روان می‌شود. شرابی که آدمی قبلاً خورده و حال اثرِ بدِ آن گریبان‌گیرِ خودِ او شده است. اعمالِ بدِ آدمی دیر یا زود همچون زخمی بر روح و روان باعثِ آزار و درد می‌شوند. همان‌طور که اعمالِ نیک باعثِ بسط، فراخی و نشاط در روح و روانِ آدمی می‌شوند. هر عملی آدمی انجام می‌دهد _ چه بد و چه خوب _ از اثری که بر روح و روانِ او دارد مبرّا نیست. نتیجهٔ هر عمل ابتدا به خودِ انسان بر می‌گردد.

علی منهاج

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *