ناامیدی همچو گور اِفشارَدَت

ناامیدی همچو گور اِفشارَدَت
گرچه اَلوَندی ز پا می‌آردت
(اقبال لاهوری، رموزِ بی‌خودی)

شاید بتوان گفت مادرِ بسیاری از تاریکی‌ها، ماندن‌ها و گندیدن‌ها، ناامیدی است. ناامیدی، ماندن در ظلمت است و دور شدن از حرکت و شور حاصلِ آن است. زندگی بی‌شور و حرکت نیز جز سکون و گندیدن نیست. اقبال لاهوری ناامیدی را به گور تشبیه می‌کند. گوری تاریک، تنگ و ترسناک که به تعبیرِ او اگر حتی کوهِ الوند را در گور کنند، خواهد پوسید و نابود خواهد شد. اما نکته اینجاست که هیچگاه ناامیدی به طورِ مطلق وجود ندارد. در دریای ناامیدی همیشه ذرّه‌ها‌ی امید وجود دارد و همان ذرّه‌ها می‌توانند با پیوستن به یکدیگر دریا را به تلاطم درآورند. تلاطمی که امواجی عظیم و مرتفع و قدرتمند به وجود خواهد آورد و هیچ مانعی جلودارِ آن نخواهد بود.

علی منهاج

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *