کس چه می‌داند ز من جز اندکی؟

کس چه می‌داند ز من جز اندکی؟
از هزاران جُرم و بد فعلم یکی
(مثنوی، دفتر پنجم)

اینکه هر یک از ما آدمیان در طول زندگیِ خود مرتکب خطاها و گناهان متعدد می‌شویم حقیقتی انکارناپذیر است؛ اما و هزار اما که بسیاری از ما این حقیقت را انکار می کنیم و خطاها و گناهان خود را به دیگران و عواملی خارج از حوزهٔ اختیار خود نسبت می‌دهیم تا شاید بدین طریق بتوانیم تا حدودی از زیر بار مسئولیت و فشار وجدان رهایی یابیم. شاید بتوان بدین طریق موقتاً و برای زمانی کوتاه به آسودگی رسید، اما دیر یا زود این آسودگی موقّتی زایل می شود و وجدان و حسِّ مسئولیّت مجدداً گریبان ما را خواهد گرفت. به دیگر سخن، اگر آدمی از هر چیز بتواند فرار کند از خود نمی تواند فرار کند. چقدر بهتر است که همان ابتدایِ کار که خطا یا گناهی مرتکب می‌شود شجاعانه به آن اذعان کند و صادقانه و خالصانه از آن ابراز پشیمانی کند و البته نیز در جبران آن بکوشد تا بدین طریق به آسودگی بلندمدت و همیشگی برسد. نخستین شرطِ رسیدن به آسودگی روانی، پذیرش و اذعان به خطا یا گناه در پیشِ خود و خدایِ خود و طلبِ بخشش و عفو از اوست.

علی منهاج

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *