تو اهلِ فضلی و دانش همین گناهت بس
(حافظ)
گویی همواره در جامعهٔ بشری اینگونه است که مردمِ نادان بر صدر مینشینند و قدر میبینند و بر خلاف آن، اهلِ فضل و دانش به گوشهای رانده میشوند و مورد اعتنا واقع نمیشوند. شاید علّتِ این موضوع در این واقعیّت نهفته باشد که دنیا را بیشتر آدمیانِ عامی در دستانِ قدرتِ خود گرفتهاند و خاصان و فرهیختگان را در این مجال راهی نیست. بدین ترتیب خواص نمیتوانند در برابر این حجمِ عظیم قد عَلَم کنند و بر صدر بنشینند و قدر بینند. حافظ به تحریض میگوید که تنها گناهِ فرهیختگان این است که اهل علم و آگاهی هستند. در واقع اهل علم و فضل بودن گناه نیست بلکه صواب است اما در نزد نادانان خطا یا گناه پنداشته میشود.
علی منهاج





