سخن ز عشق چه گویم جز این که نتوان گفت
(اقبال لاهوری، زبور عجم)
گرچه زبان قدرتمند است، الفاظی شیرین خلق میکند و مدعی است که میتواند دلیری کند و راجع به هر معضل و مسئله سختی صحبت کند و گرهٔ آن را بگشاید، اما آنگاه که به عشق میرسد در برابر عظمت عشق تسلیم میشود. عشق مقولهای نیست که بتوان آن را توضیح داد یا توصیف کرد. عشق مفهومی است که جز با تجربه کردن نمیتوان آنرا درک کرد. اقبال به عنوان یک فیلسوف و متفکّر خوشگفتار، شجاعانه به عجز خود اعتراف میکند که نمیتواند راجع به عشق حرفی بزند.
علی منهاج





