چگونه سر ز خجالت برآورم بر دوست

چگونه سر ز خجالت برآورم بر دوست
که خدمتی بِسِزا برنیامد از دستم
(حافظ)

کسی که در این دنیا همواره تنها به فکر خود بوده و صرفاً منفعت خود را در نظر گرفته است؛ فردی که هرگز کاری و خدمتی برای دیگران نکرده است؛ در آن دنیا و در پیشگاه خداوند سرافکنده و شرمنده خواهد بود. خدمت به دیگران لزوماً و همیشه کاری بزرگ نیست، بلکه حتی خدمتی کوچک از ارزشی والا نزد خداوند برخوردار است. اگر آدمی نتواند برای کسی کاری کند و کمکی باشد، خداوند هم از او توقّع نخواهد داشت، اما اگر بتواند و انجام ندهد آن وقت است که هیچ دلیلی برای این غفلت وجود نخواهد داشت.

علی منهاج

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *