بگذر از نقش سبو رو آب جو
صورتش دیدی ز معنی غافلی
از صدف دُرّی گُزین گر عاقلی
این صدفهای قوالب در جهان
گرچه جمله زنده اند از بحر جان
لیک اندر هر صدف نبود گهر
چشم بگشا در دل هر یک نگر
(مثنوی/دفتر دوم)
عشق های ما غالبا عشق به ظواهر است. مولانا در تمثیلی این عشق های ظاهری را مانند عشق به نقش سبو می داند. سبویی که ظاهری زیبا دارد ممکن است تهی از آب باشد. صدفی که ظاهری شگفت دارد نیز ممکن است خالی از مروارید باشد. سبو یا صدف زیبا اما تهی ارزشی ندارد. دنیای خاکی ما پر است از چنین سبوها و صدف هایی که با ظاهر زیبای خود ما را شیفته می کنند اما در حقیقت متاعی با ارزش برای عرضه ندارند. مولانا مشفقانه ما را پند می دهد که هشیار باشیم و در دام سبو و صدف خالی گرفتار نشویم و توصیه می کند که نخست درون آنها را ببینیم سپس دل ببندیم و عاشق شویم.
علی منهاج





