الحاج استاد برکتالله سلیم در سال ۱۳۲۹ خورشیدی در ولسوالی دهبالای ولایت ننگرهار متولد شد. وی از پنج سالگی نزد پدرش، مولوی گلاجان، به فراگیری قرآن پرداخت و به دلیل استعداد استثنایی، در سن ۹ سالگی حافظ کل قرآن کریم شد. او سپس برای تکمیل تحصیلات عالی راهی قاهره شد و نزد مشاهیر تلاوت جهان اسلام همچون شیخ محمود خلیلالحصری و ابوالعینین شعیشع کسب فیض نمود و در سال ۱۳۴۹ تخصص خود را در قرائت به پایان رساند.
فعالیتهای رسمی استاد از سال ۱۳۵۱ با تلاوت در رادیو افغانستان آغاز شد و پس از آن به عنوان مدرس در دارالعلوم و دارالحفاظ کابل، دانشکده شرعیات و انستیتوت طب کابل به تدریس ثقافت اسلامی و علوم قرآنی پرداخت. او در طول دوران فعالیت خود موفق به کسب درجه دکتری افتخاری و استادی بینالمللی گردید و به عنوان داور در مسابقات بزرگ قرآنی در کشورهای ایران، هند و امارات متحده عربی حضور یافت.
در عرصه رقابتهای بینالمللی، استاد سلیم ۱۲ مرتبه در مسابقات جهانی حسن قرائت، حفظ و تفسیر شرکت کرد که در ۸ مورد موفق به کسب مقام اول در کشورهایی نظیر مالزی، عربستان، مصر و هند شد. از ایشان آثار مکتوب ارزشمندی از جمله کتاب ۴ جلدی «برکتالتجوید» و شرح «جزری» به زبانهای فارسی دری و پشتو به یادگار مانده است؛ همچنین مجموعه شعری «ناکامه مینه» نشاندهنده قریحه ادبی و ذوق هنری ایشان در کنار علوم دینی است.
سرانجام، این شخصیت برجسته و ماندگار که دههها طنین تلاوتش زینتبخش خانههای مردم افغانستان بود، پس از ۸۱ سال عمر با برکت و خدمت به کلامالله مجید، در تاریخ ۷ دلو ۱۴۰۲ خورشیدی در کابل چشم از جهان فروبست. وفات او ضایعهای بزرگ برای جامعه اسلامی و پیروان مکتب وحی قلمداد شد.
استاد در ضمن اینکه مصروف تدریس بود، در سرودن اشعار صوفیانه نیز دستی بالای داشت که چند نمونه کلام شان خدمت شما تقدیم است.
دل اگر آینهٔ نور شود، حق پیداست
هر کجا عشق سخن گفت، همانجا پیداست
شب اگر تیره و راه از نفس افتاده بُوَد
صبر کن، صبح ز دلهای شکیبا پیداست
زخمِ انسان به فریاد نیاید همه شب
نالهای هست که از سینهٔ فردا پیداست
قاری برکتالله سلیم
نعت شریف
ای رسولِ خدا، جانِ جهان نامِ تو
قبلهٔ دل، نفسِ عاشقان نامِ تو
شبِ تاریکِ بشر، بیسحرش گم شده بود
تا که تابید به هستی، ز زبان نامِ تو
ما گنهکار و تو دریای عطوفت، چه شگفت
که نجاتِ دلِ ما شد ز کران نامِ تو
اشک اگر ریخت ز چشمِ سحرآمیزِ دعا
بوی رحمت بدهد، چون که روان نامِ تو
نه به شمشیر، نه زر، فتح دلها کردی
فتح عالم شد از اخلاقِ نهان نامِ تو
قاری از صوت نگوید، ز دلِ سوخته گفت
آیه جان گرفت آندم که بران نامِ تو
قاری برکتالله سلیم
به کوشش فهیم هنرور
نشر سخنور | Sokhanwar.Com





