چون حبابم از نَفَس نقدِ عدم در آستین
(بیدل)
زندهگی در مسیر بیهیچی و پوچی، مانند قماریست -که با وجود فراز و فرودهای این بازی- در پایان، نتیجهاش چیزی جز باختنِ صِرف نیست.
نتیجهی این قمار بیگمان مانند حباب (که اشاره به نیستی و حیاتِ زودگذر دارد) همان “نقدِ عدم” در آستین حیات داشتن است.
“نقدِ عدم” اشارهای است به نیستی و سرانجامِ حیات انسان که به نابودی (مرگ) میانجامد.
بربنیادِ آنچه گفته شد، نیای معانی(بیدل) میگوید: در قمار زندهگی – که کنایه از بازی انسان در فرایند بُرد و باخت؛ یعنی تلاش بیهوده برای بقایِ بیشتر است- یارب(خدایا!) چه را می بازیم؟ و سپس خودش از سر معرّفت به این پرسش پاسخ میدهد که در این قمار (قمارِ زندهگی) چیزی که آدمی مانند حباب از نَفَس در آستین حیات دارد، همانا “نقدِ عدم” (حیاتِ حبابگونه و زود گذر است) که سرانجام به نیستی (مرگ) میانجامد.
فضای تان بیدلانه باد!
جاوید فرهاد





