این‌قدَر بیدل به دامِ حیرتِ دل می‌تپم

این‌قدَر بیدل به دامِ حیرتِ دل می‌تپم
ره ز من بیرون ندارد، فکرِ گردون‌تازِ من
بیدل

از دیدِ عرفانی، جهانِ وحدت‌الوجود (خداوند بزرگ) قایم به ذاتِ خود است و کثرت‌الوجود (عالم انسانی) سایه‌ای از عالمِ وحدت است، نه اصلِ وحدت.

معرفت درباره‌ی جهانِ وحدت، در واقع معرّفت درباره‌ی جهانِ لایتناهی است که به تعبیر بیدل، انسان با تمام انگیزه و عطشش برای شناخت آن، در مقامِ “حیرت” ایستاده‌است.

حیرت هم به‌معنای مرحله‌ی دّقت معرفت‌شناسانه است که سالک در آن مرحله از خودش خالی شده و غرق دریای مواج حیرت می‌شود و از خودشناسی به‌خداشناسی می‌رسد و گردون‌تاز می‌گردد.

فضای تان بیدلانه باد!

جاوید فرهاد

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *