ای وطن این را بدان که گوهر زیباستی
زادگاه شاعران همچو مولاناستی
جایگاه مردم فهمیده و داناستی
خواستگاه عارف چون خواجه عبدالله ستی
سر زمین من به حق تو از همه والاستی
ای عزیز من تو بالا باغ پغمان را ببین
تخت رستم پهلوان اندر سمنگان را ببین
روضۀ مولا علی در بلخ باستان را ببین
قندهارش رو مزار دُرّ دُرّان را ببین
مطمئن هستم وطن ، که شرح اَوِستاستی
خرقۀ عرفان به دوش عارفان تو نکوست
تیغ فولادی به دست پاسبان تو نکوست
دانش و معنا به لفظ شاعران تو نکوست
خطۀ زیبای من نام و نشان تو نکوست
تو دیار جامی و از بوعلی سیناستی
در درون کوه هایت مرد میدان زاده شد
از اسارت کرد دریغ و جنگ تا آزاده شد
در دل تاریخ تو صد داستان آماده شد
بر سر هر قلّه ات پرچم ز عزت داده شد
ای وطن تو مظهر مردان با تقواستی
از تو برخواستند مردان بزرگ و نامدار
الفت و طرزی و حماسه سرا همچو قهار
عارفِ چون حیدری و شاعرِ همچو غبار
نورزی نازکخیال و عشقری مرد عیار
ای وطن تو از ازل سر چشمۀ معناستی















