تقصیر زلف توست به هم ريخته
من در توام وجود مبارك! نخواه
جان را در استكان عدم ريخته
پيراهنم به گريه نشسته، بزن
غمهاي هارمونيه كم ريخته
گلهاي تازه دم به شفا منجرند
قربان دست تان جگرم ريخته
بگذار حال و روز تو را حس كنم
من كاغذم دوات و قلم ريخته
پهلوي رخت و كيف و كتابت خوشم
نظمي است در اتاق به هم ريخته
نزديكتر شو از رگ گردن به من
هر جاي اين جهان كه ستم ريخته
زهرا حسین زاده





