دست و دلم قدم به قدم ريخته

دست و دلم قدم به قدم ريخته تقصیر زلف توست به هم ريخته من در توام وجود مبارك! نخواه جان را در استكان عدم ريخته…

آخ دستی که به موهای گروگان بند است

آخ دستی که به موهای گروگان بند است رگ نُه ساله لطیف است و به آن، جان بند است راه، ابری و در آن، آینه‌گی،…

دمبوره می‌کشد نفس اطراف بسترت

دمبوره می‌کشد نفس اطراف بسترت چیزی بخوان شبیه غزل‌های آخرت چیزی بخوان که جای تو در تب رها شوم جان می‌دهد پرنده در آغوش لاغرت…

عجب تحویل می‌گیری نماز نابلدها را

عجب تحویل می‌گیری نماز نابلدها را به شور آورده‌ای در من هوالله أحدها را دِهم را جنگ با خود بُرد آهی در بساطم نیست برایت…

قسمت سبدش را سر اين بام انداخت

قسمت سبدش را سر اين بام انداخت بر دامن سرخم گل بادام انداخت‌ قسمت حركت كرد در آيينه نشست‌ روشن شدم از ماه كه در…