رو به رویش بنشینی و نگاهی نکند

رو به رویش بنشینی و نگاهی نکند
گل لبخند نثار تو به ماهی نکند

پیش پا خورده ترین سنگ شوی در گذرش
یار پروای ترا چون پر کاهی نکند

تو بمیری ز عطش بر لب جو بار جنون
هیچ پروای ترا کفتر چاهی نکند

روزها چشم به راه گل دیدار شوی
شام را با نگه اش روز بخواهی نکند

از دل خون خودت آه جگر پاره ببار
هیچ کاری به دلش یک دو سه آهی نکند
***
آدم از سرکشی نفس خود آمد به زمین
پس محال است دگر باره گناهی نکند

عنایت شهیر

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *