بیرون زدم از نیمهء خوابی که تو را برد

بیرون زدم از نیمهء خوابی که تو را برد
سرگشته به دنبال شتابی که تو را برد

سرتاسر این دشت دویدم ولی از من-
همواره جلو بود سرابی که تو را برد

صد مرتبه رفتم به سوالی که بمانی
هربار رسیدم به جوابی که تو را برد

پیداست که ای روح سرآسیمهء پرواز!
بیرون شده از شهر عقابی که تو را برد
***
ای سیب از این رود فقط بگذر و بگذار
ما چشم بدوزیم به آبی که تو را برد

رامین عرب نژاد

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *