شبیهِ ماهی افتاده در دل جالاست
دلم تپیدنش از حد گذشته، دلتنگم
سرم دریغ که در انحصار جنجالاست
سرم چگونه ببالد؟ که تاجش افتاده..
لبم چگونه بخندد؟ دچار تبخالاست
سرم شکسته ولیکن عقب نخواهم رفت
اگرچه راه رسیدن هزارها سالاست
کسی که شعر نوشته همیشه دردش را
از اینکه میشود آخر شهید، خوشحالاست
الیاس صبوری صمدیار





