به پیشگاه شعر مردی اعتراف می‌کند

به پیشگاه شعر مردی اعتراف می‌کند
دو “پیسه” آدمم همین مرا کفاف می‌کند

به سرنگونی‌ام به قدر سنگ و سایه قانعم
حباب اگر شوم مرا هوا شکاف می‌کند

غذا سگ است، نان خر است، آسمان مکدر است
فرشته‌یی در این محله هم خلاف می‌کند

تو کیستی که این چنین بلند و پستی زمین
مرا شکنجه می‌دهد ترا معاف می‌کند؟!

زنی کنار آمو آه و ناله‌های کهنه را
به روی فرش خانۀ تو دستباف می‌کند

کبوتر سفید صلح دست اوست، هر کجا
زنی که خشم مرد خویش را غلاف می‌کند

پیسه : پول

ابراهیم امینی

Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *