گذر نمی‌کنی ای دوست از مزار سخی

گذر نمی‌کنی ای دوست از مزار سخی
مگر نبوده‌ای یک روز دوست‌دار سخی؟!

کبوتران به فغان آمدند از دوری
چقدر تیره شده بی تو روزگار سخی

کجا رود؟ چه کند؟ پای بست مهر تو است
به دست توست غریبانه اختیار سخی

نشد سفر نکنی باغ‌ها شگوفه کنند
نشد به سر برسد بی تو انتظار سخی

رواق روضه چقدر از حضور تو خالی‌ست
فقط غم است که مانده‌ست در کنار سخی

مگر تو دختر گیسو بلند نوروزی؟!
که سبز می‌شود از بودنت دیار سخی

چه می‌شود که بیایی و در دلِ روضه
کبوترانه بخوانی رسیده یار سخی

‍ سخی امیری

Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *