سخی امیری
رفتن به سوی صحرا، دنبال چیست دریا؟!
رفتن به سوی صحرا، دنبال چیست دریا؟! در پرده های سازت آهنگ کیست دریا؟ باشندگان جنگل، چندیست تشنه هستند از روی مهربانی، قدری بایست دریا…
دلم گرفته و همرنگ شام پاییزم
دلم گرفته و همرنگ شام پاییزم نشد سکوت کند گریهی غم انگیزم منم که زرد ترین برگهای عمرم را به زیر پای شما دانهدانه میریزم…
گذر نمیکنی ای دوست از مزار سخی
گذر نمیکنی ای دوست از مزار سخی مگر نبودهای یک روز دوستدار سخی؟! کبوتران به فغان آمدند از دوری چقدر تیره شده بی تو روزگار…





