دلم گرفته و هم‌رنگ شام پاییزم

دلم گرفته و هم‌رنگ شام پاییزم
نشد سکوت کند گریه‌ی غم انگیزم

منم که زرد ترین برگ‌های عمرم را
به زیر پای شما دانه‌دانه میریزم

کدام جای جهان هم‌صدای شادی‌هاست؟
که تا سفر کنم از کشورِ بلاخیزم

به شاخ و برگ تنم تار درد پیچیده
و قرن‌هاست که با قسمتم گلاویزم

فقط روایت یک داستان غمگینیم
من و پیاله‌ی خالی که مانده بر میزم

هلا اجل! که دگر وقت، وقت رفتن ماست
نمانده رنگ که با زندگی بیامیزم

‍ سخی امیری

Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *