ما مو به مو بیهیچ چون و چند رقصیدیم
با دست و پای سرد و سرگردان در این دنیا
هرچند ما را دل نمیدادند رقصیدیم
قوم من و تو عشق، فرهنگ من و تو عشق
آزاد از هر گونه قید و بند رقصیدیم
پیوند ما خونینه، انسانینه، دینینه…
ما برخلاف عرف، بیپیوند رقصیدیم
ما سنگها بودیم؛ اما از طفیل عشق
چون ماه در هر برکه بیمانند رقصیدیم
با گریه نه، با عذر نه، با اشتیاق محض
در بارگاه دوست با لبخند رقصیدیم
زبیر هجران





