از مدحِ سلاطین تا عشقِ الهی؛ مروری بر زندگی حکیم غزنه
ابوالمجد مجدود بن آدم سنایی غزنوی، شاعر و عارف جریانساز سده ششم هجری، در دورانی چشم به جهان گشود که غزنویان هنوز بر تخت قدرت بودند. او در ابتدا شاعر دربار بود و به مدح سلاطین و بزرگان عصر خود میپرداخت، اما بر اساس روایتهای تذکرهنویسان، دچار تحولی روحی و معنوی گشت که مسیر زندگی او را به کلی تغییر داد. این دگرگونی باعث شد وی از تجملات دربار کنارهگیری کند و به سفر حج و سپس اقامت در بلخ و سرخس روی آورد تا در نهایت به زادگاهش غزنی بازگشت و گوشه عزلت گزید.
سنایی را «پدر شعر عرفانی» میدانند؛ چرا که او نخستین شاعری بود که مفاهیم پیچیده تصوف، زهد و اخلاق را به شکلی گُسترده وارد قالبهای قصیده و مثنوی کرد. شاهکار او، حدیقةالحقیقه، اولین منظومه بزرگ عرفانی در ادبیات فارسی است که تأثیر عمیقی بر شاعران پس از خود، به ویژه عطار نیشابوری و مولانا جلالالدین بلخی، برجای گذاشت. مولانا در ستایش مقام او میسراید: «عطار روح بود و سنایی دو چشم او / ما از پی سنایی و عطار آمدیم».
آثار سنایی ترکیبی از شور مذهبی، انتقادهای تند اجتماعی و مفاهیم فلسفی است. او در قصاید خود با زبانی برنده به ریاکاری و دنیاپرستی میتازد و در غزلهایش، پایهگذار سبک «قلندریات» محسوب میشود که در آن عشق الهی با زبانی متمایز بیان شده است. وی سرانجام در نیمه اول قرن ششم هجری در غزنی درگذشت و آرامگاه او امروزه نیز زیارتگاه اهل دل و دوستداران ادبیات است.
به کوشش نجیب الله هنرور
نشر سخنور| Sokhanwar.Com





