جانا دلم که پیش تو چون بره راحت است

جانا، دلم که پیش تو چون بره راحت است،
تنها که هست، جنگره چون ببر می شود.
چشمم که پیش روی تو رخشان ستاره است،
دور از تو، تیره می شود و ابر می شود.
در بودن تو، کلبۀ تنگم بود چمن،
بی تو، چمن به دیدۀ من قبر می شود.
کاهد غم از نگاهت، اگر هم بود چو کوه،
کاه ار بود، جدا ز تو استبر می شود.
سوزم ز هجر و مردم، گویند صبر کن،
مردم که! آخر این همه هم صبر می شود؟
باید دویده پیش تو آیم، که زیستن،
بی روی تو، به دیده و دل جبر می شود.
تاشکند، مه ۱۹۴۱
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *