نیاز کس نپذیرد همیشه ناز کنی

نیاز کس نپذیرد، همیشه ناز کنی،
جدا ز دامن او، دست هر نیاز کنی.
پی اسارت دل بند و بست کن با غیر،
برای غارت جان مکر و حیله ساز کنی.
به دستیاری بیگانه، آشنا سوزی،
سخن ز ما نشنو، با رقیب راز کنی.
به قتل و غارت دل های ما، برای رقیب
بدون دردسر، امضای هر جواز کنی.
به هیچ رام نشو، از همه گریزانی،
رفیق دشمن و از دوست احتراز کنی.
به روی اهل وفا در ببند و دل بشکن،
به خون عاشق خود، دست غیر باز کنی.
ندیده اید بتم را چه خاطرآزاریست،
چه آشناکش و بیگانه سرفرازکنی!
ندیده چشم فلک چون رقیب شعبده باز
ز فتنه دست به خون جهان دراز کنی.
به کائنات تمسخر کند چو لاهوتی
به فقر ساخته ای، ترک حرص و آز کنی.
اسلامبول، مه ۱۹۲۱
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *