یار از دل ما خبر ندارد

یار از دل ما خبر ندارد
یا آه دلم اثر ندارد
جز عشق، جهان هنر ندارد
یا دل هنر دگر ندارد؟
یا موسم صبر من خزان شد
یا نخل امید، بر ندارد.
یا بر رخ من نمی شود باز
یا قلعۀ بخت، در ندارد.
یا وصل تو، قسمت بشر نیست
یا طالع من ظفر ندارد.
یا دامن رحم تو طلسم است
یا نالۀ من شرر ندارد.
یا تیر تو بگذرد نهانی
یا سینۀ دل سپر ندارد.
یا عشق، خط امان به او داد
یا دل ز بلا حذر ندارد.
یا چشم تو با دلم رفیق است
یا شیر سیه، خطر ندارد.
یا با دل خسته مهربان باش
یا جان بستان، ضرر ندارد!
مسکو، ژانویۀ ۱۹۳۹
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *