فروغی بسطامی در حدود ۱۲ جدی ۱۱۷۶ در کربلا متولد شد. او شاعری بود که به زبان پارسی میسرود و در خانوادهای با زمینههای اداری بزرگ شد. پدرش آقا موسی به عنوان حسابدار در دربار آقا محمد خان قاجار کار میکرد، اما محبوبیتش کاهش یافت و مجازات شد. پس از آن، آقا موسی به کربلا نقل مکان کرد و در ۱۲۲۹ شمسی درگذشت. فروغی در شانزدهسالگی به ساری در شمال نقل مکان کرد و سالهایی را با عمویش دوستعلی خان معیرالممالک، که مسئول ضرابخانه سلطنتی بود، گذراند.
در اوایل بیستسالگی، فروغی با دربار فتحعلی شاه که از ۱۲۱۲ تا ۱۲۵۰ شمسی حکومت کرد، آشنا شد، احتمالاً از طریق تلاشهای عمویش. چند سال بعد، فتحعلی شاه او را به مشهد فرستاد تا به همراهی شاهزاده حسن علی میرزا بپیوندد، که حاکم خراسان بود. در این دوره، فروغی تخلص خود را از «مشکن» به «فروغی» تغییر داد، به قدردانی از پسر حسن علی میرزا، فروغالدوله.
فروغی دوستی نزدیکی با شاعر قاآنی برقرار کرد که تا پایان عمرشان ادامه داشت. این پیوند در مشهد شکل گرفت. پس از مرگ فتحعلی شاه در ۱۲۵۰ شمسی، فروغی به تهران بازگشت، هرچند در دوران محمد شاه (۱۲۵۰-۱۲۶۴ شمسی) به دلیل تمایلات عرفانی، نزدیک زیارتگاههای عراقی اقامت داشت. او آموزش رسمی محدودی در کودکی دریافت کرد و دانش ادبی را بعداً کسب کرد.
دیوان باقیمانده فروغی، که در ۱۲۷۴ شمسی توسط اسدالله میرزا قاجار ویرایش شد، شامل ۳۲۱ غزل (حدود یازده سطر هر کدام) است، هرچند خروجی کل او احتمالاً چهار برابر بیشتر بود. غزلهای او سبکهای کلاسیک را تقلید میکنند، با حال و هوای غنایی سعدی و استعارههای حافظ، و احساس شخصی اصالت میافزاید. مدایح باقیمانده شامل یکی برای فتحعلی شاه، سه برای محمد شاه، و هفتاد و سه برای ناصرالدین شاه (اغلب در سطرهای نهایی) است، برخی شامل شعر شاه.
تخلصهای نسبتدادهشده مانند قطعاتی و قصایدی که سلطانالعلما و پاپ پیوس نهم را ستایش میکنند، توسط میرزا محمدعلی مشکین و پسرش سروده شدهاند، نه فروغی. تأثیرات فروغی شامل شاعران کلاسیک پارسی مانند سعدی و حافظ، و همچنین پیگیریهای عرفانی که او را در دوران محمد شاه به زیارتگاههای عراقی کشاند.
فروغی در ۱۱ جدی ۱۲۳۵ در تهران در سن ۵۸ یا ۵۹ سالگی درگذشت. زندگی او با تعهد به شعر و دربار مشخص بود، و میراثش در غزلهایش باقی مانده است.
با توجه به کمبود جزئیات، میتوان گفت که فروغی در دوران قاجار زندگی کرد و شعرش بخشی از بازگشت ادبی بود. او در دربار نقش داشت و شعرش ترکیبی از سنت و احساس شخصی بود. دوستی با قاآنی بر کارش تأثیر گذاشت. تمایلات عرفانیاش او را به مکانهای مقدس کشاند. دیوانش منبع اصلی برای مطالعه شعرش است. او آموزش محدودی داشت اما دانش ادبی کسب کرد. تغییر تخلصش نشاندهنده قدردانی از حامیان بود. حضورش در مشهد دوستیهای کلیدی ایجاد کرد. بازگشت به تهران پس از مرگ فتحعلی شاه تغییراتی در زندگیاش آورد.
علاوه بر غزل، فروغی ممکن است آثار دیگری داشته باشد، اما دیوان اصلیترین است. شعرش اغلب عاشقانه و عرفانی بود. او در محیط درباری رشد کرد. خانوادهاش زمینه اداری داشت. مهاجرت به ساری تجربیات جدیدی آورد. آشنایی با دربار فرصتهایی فراهم کرد. دوستی با قاآنی حمایت ادبی بود. تمایلات عرفانیاش عمق به شعرش افزود. مرگش در تهران پایان دورانش بود. میراثش در ادبیات پارسی باقی مانده است.





