علامه اقبال لاهوری در ۱۸ عقرب ۱۲۵۶ در سیالکوت، پنجاب، به دنیا آمد. خانوادهاش از کشمیریهای پاندیت بودند که در قرن پانزدهم به اسلام گرویدند. پدرش شیخ نور محمد خیاط و مردی مذهبی بود و مادرش امام بیبی از سامبریال بود. زبان مادریاش پنجابی بود اما بیشتر به اردو و پنجابی صحبت میکرد. آموزش اولیهاش در مسجد محلی بود جایی که قرآن خواند و از سید میر حسن، استاد کالج میسیون اسکاچ، درس گرفت.
او در ۱۲۷۲ در کالج میسیون اسکاچ ماتریکولاسیون کرد و در کلاس نهم با تخلص اقبال شعر گفت. آثار نوجوانیاش در مجلات ادبی منتشر شد. در ۱۲۷۴ دیپلم هنر گرفت و به کالج دولتی لاهور رفت. در ۱۲۷۶ لیسانس فلسفه، ادبیات انگلیسی و عربی گرفت و مدال خان بهادرالدین اف.اس. جلالالدین را در عربی برد. در ۱۲۷۸ فوق لیسانس فلسفه از همان کالج گرفت و در دانشگاه پنجاب اول شد.
در ۱۲۸۴ تحت تأثیر سر توماس آرنولد به اروپا رفت. در ۱۲۸۵ لیسانس از کالج ترینیتی کمبریج گرفت و وکیل از لینکلن این شد. در ۱۲۸۶ به آلمان رفت و دکترای فلسفه از دانشگاه مونیخ گرفت با پایاننامه «توسعه متافیزیک در پرشیا» که در ۱۲۸۷ منتشر شد. در هایدلبرگ آلمانی آموخت و از گوته، هاینه و نیچه تأثیر گرفت. استادش اما وگناست در مورد فاوست گوته به او درس داد.
اقبال چهار بار ازدواج کرد. اولین ازدواج در ۱۲۷۴ با کریم بیبی بود که دو فرزند داشت: دختر میراج بیگم (متولد ۱۲۷۴، درگذشت ۱۲۹۴) و پسر آفتاب اقبال (متولد ۱۲۷۸، وکیل). آنها در ۱۲۸۹ تا ۱۲۹۲ جدا شدند اما او حمایت مالی کرد. دومین ازدواج در ۱۲۸۹ با خواهرزاده حکیم نورالدین بود. سومین در قوس ۱۲۹۳ با مختار بیگم که پسری در ۱۳۰۳ مرد و مادر هم فوت کرد. چهارمین با سردار بیگم که دو فرزند داشت: جاوید اقبال (۱۳۰۳، قاضی) و منیره بانو (۱۳۰۹).
از ۱۲۷۸ تا ۱۲۸۲ عربی در کالج اورینتال لاهور تدریس کرد و شعرهایی مانند «فریاد پرنده» در حقوق حیوانات و «ترانه هندی» نوشت. در ۱۲۸۷ به کالج دولتی لاهور بازگشت و تا ۱۲۹۸ فلسفه و ادبیات انگلیسی تدریس کرد. وکالت در دادگاه عالی لاهور کرد و بیش از ۱۰۰ حکم داشت اما در ۱۳۱۳ ترک کرد. دبیرکل انجمن حمایت اسلام از ۱۲۹۸ بود. در ۱۲۹۹ در بنیانگذاری جامع ملی اسلامی کمک کرد اما معاونت را رد کرد.
فلسفه اقبال بر احیای معنوی جهان اسلام تمرکز داشت و مفهوم خودی (خودی) را از دیدگاه مذهبی تأکید کرد. از رومی، نیچه، برگسون و گوته تأثیر گرفت. تقسیمات سیاسی را محکوم کرد و بر امت اسلامی تأکید داشت. آثار نثر: «توسعه متافیزیک در پرشیا» (۱۲۸۷) و «بازسازی فکر دینی در اسلام» (۱۳۰۹، سخنرانیها در نقش اسلام در عصر مدرن).
آثار شعری پارسی: «اسرار خودی» (۱۲۹۴، مراحل کمال خود)، «رموز بیخودی» (۱۲۹۶، بیخودی و جامعه)، «پیام مشرق» (۱۳۰۲، پاسخ به گوته)، «زبور عجم» (۱۳۰۶)، «جاویدنامه» (۱۳۱۱، گفتگوی عرفانی)، «پس چه باید کرد ای اقوام شرق» (۱۳۱۵)، «ارمغان حجاز» (۱۳۱۷، پس از مرگ). اردو: «بانگ درا» (۱۳۰۳، شامل «سار جهان سے اچھا»)، «بال جبریل» (۱۳۱۴)، «ضرب کلیم» (۱۳۱۵، مانیفست سیاسی)، «ارمغان حجاز» (۱۳۱۷).
اقبال در لیگ مسلمانان هند فعال بود، دبیر مشترک لیگ مسلمانان پنجاب و رئیس در ۱۳۰۹ (سخنرانی اللهآباد) و ۱۳۱۱ (لاهور). در ۱۳۰۹ پیشنهاد ادغام پنجاب، استان شمال غربی، سند و بلوچستان به دولتی مسلمان برای خودمختاری داد. از جنبش خلافت حمایت کرد، کنگره ملی هند را هندو-محور دانست و با محمدعلی جناح مکاتبه کرد تا مسلمانان را متحد کند و نظریه دو ملت را پیش برد. با حسین احمد مدنی در مورد ملیگرایی بحث کرد.
به اسپانیا، افغانستان، مصر، ایران و ترکیه سفر کرد تا وحدت اسلامی را ترویج دهد. مجله طلوع اسلام را در ۱۳۱۴ حمایت کرد. پس از مرگ، دیدگاهش جنبش پاکستان را الهام بخشید؛ پاکستان او را شاعر ملی میداند و تولدش (۱۸ عقرب) تعطیل عمومی است. لقبهایش علامه، حکیمالامت و مفکر پاکستان است. مقبرهاش در لاهور است. در ۱ ثور ۱۳۱۷ از بیماری گلو درگذشت.
زندگی اقبال با تعهد به احیای اسلامی مشخص بود. او خودی را به عنوان خودشناسی و اعتماد به نفس ترویج داد. آثارش فلسفه، عرفان و سیاست را ترکیب کرد. تأثیرش بر متفکران مسلمان ادامه دارد. خانوادهاش زمینه مذهبی فراهم کرد. آموزش اروپاییاش دیدگاهش را گسترش داد. فعالیت سیاسیاش برای اتحاد مسلمانان بود. سفرهایش ایدههایش را تقویت کرد. مرگش پایان دوران بود اما میراثش زنده است.
علاوه بر شعر، اقبال در نثر و سیاست شرکت داشت. نامههایش ایدههایش را نشان میدهد. دیدگاههایش زندگی و مرگ را کاوش کرد. خانوادهاش زمینه اشرافی فراهم نکرد اما مذهبی بود. آموزش زودهنگامش پایه ادبی گذاشت. ازدواجها تمهای شخصی اضافه کرد. نقشش در لیگ مسلمانان موقعیت داد. سفر به اروپا الهامبخش بود. دیدگاههای مذهبیاش پیچیده بود. تأثیر بر ادبیات ماندگار است.





