پدر ازرقی، اسماعیل وراق، پیشه کتابفروشی و صحافی داشت و در هرات شناختهشده بود. طبق روایات معتبر، فردوسی بزرگ، شاعر حماسهسرای شاهنامه، هنگام فرار از غزنین برای مدتی در خانه اسماعیل وراق پناه گرفت و شش ماه آنجا مخفی ماند. این رویداد نشاندهنده جایگاه فرهنگی خانواده ازرقی در هرات است.
ازرقی از جوانی به شعر روی آورد و به سرعت توجه درباریان را جلب کرد. او در دربار سلجوقیان هرات زیست و به عنوان شاعر مداح و ندیم شناخته شد. زندگی او عمدتاً در فضای داد و ستد ادبی و درباری هرات گذشت و از شهرهای دیگر دور ماند.
حامی اصلی ازرقی، شمسالدوله طغانشاه، پسر آلب ارسلان و حاکم خراسان بود که مقرش در هرات قرار داشت. ازرقی قصیدههای بسیاری در مدح او سرود و به عنوان ندیم نزدیکش شناخته میشد. این رابطه به او جایگاه ویژهای در دربار داد.
ازرقی همچنین قصیدههایی در ستایش امیرانشاه، پسر قاورد بیگ سلجوقی حاکم کرمان، و برخی امیران دیگر مانند سعدالملک ابوعلی حسن از غور و غرجستان سرود. این مدایح نشاندهنده ارتباط او با چهرههای قدرتمند سلجوقی در منطقه خراسان است.
دیوان ازرقی شامل قصیدهها، قطعات و رباعیهایی است که شمار بیتهای آن حدود ۲۶۷۵ بیت برآورد میشود. این دیوان توسط محققانی چون سعید نفیسی گردآوری و تصحیح شده و شامل سرودههای مدحی، توصیفی و عرفانی است.
ازرقی افزون بر دیوان، کتابهایی را به نظم درآورد که امروزه از دست رفتهاند. او داستان سندبادنامه (قصه هفت وزیر) را برای طغانشاه به شعر پارسی منظوم کرد. همچنین کتاب الفیه و شلفیه، که اثری برگرفته از متون کهن در موضوعات خاص بود، به درخواست دربار به نظم درآمد.
سبک شعری ازرقی نزدیک به شیوه خراسانی و شاگردان عنصری است، اما با نوآوریهایی همراه. او در استعارههای ذهنی و تشبیههای پیچیده مهارت داشت و برخی از زیباترین توصیفهای طبیعت در ادب پارسی را پدید آورد که هنوز مورد تحسین است.
ازرقی در اواخر قرن پنجم هجری (حدود سالهای ۴۵۰ تا ۴۵۵ هجری شمسی) در هرات درگذشت. تاریخ دقیق تولد و مرگ او مشخص نیست، اما زندگیاش عمدتاً در نیمه دوم قرن پنجم هجری (معادل حدود ۴۳۰ تا ۴۵۵ شمسی) قرار میگیرد.
ازرقی هروی به عنوان شاعری کمگو اما پرمایه شناخته میشود که در تاریخ ادب پارسی جایگاه ویژهای دارد. سرودههای او، به ویژه توصیفهای طبیعی و مدایح درباری، تأثیر پایداری بر شاعران پسین گذاشت و نام هرات را در ادبیات پارسی برجسته ساخت.





