او ابواسماعیل عبدالله بن ابیمنصور محمد نام داشت و نسبش به ابوایوب انصاری، یکی از صحابه پیامبر اسلام، میرسید.
پدرش ابومنصور، تجار در هرات بود و مادرش از اهالی بلخ؛ عبدالله از کودکی استعداد شگرفی در شعر فارسی و عربی، حفظ قرآن و حدیث نشان داد.
در جوانی، پدرش را از دست داد و تحت سرپرستی شیخ عمو، واعظ مشهور هرات، قرار گرفت و علوم دینی، ادبی و حدیث را نزد علمای محلی فراگرفت.
او به مذهب حنبلی در فقه پایبند بود و از عارفان بزرگ مانند ابوالحسن خرقانی تأثیر پذیرفت؛ دیدار با خرقانی را نقطه عطفی در زندگی معنوی خود میدانست.
عبدالله انصاری سفرهایی به نیشابور، طوس، بستام و حتی حج انجام داد و در بغداد از محضر علما بهره برد.
او محدث، مفسر قرآن، شاعر و عارف بود و در خطابه و سخنوری شهرت داشت؛ آثارش به عربی و فارسی است.
معروفترین اثرش **مناجاتنامه** است که مجموعهای از مناجاتهای عاشقانه با خدا به نثر موزون فارسی محسوب میشود و شاهکاری در ادبیات عرفانی به شمار میرود.
آثار دیگر او شامل الهینامه، صد میدان، طبقات الصوفیه، نصایح، زاد العارفین و تفسیر قرآن است که بسیاری پس از مرگش توسط شاگردان گردآوری شد.
عبدالله انصاری با اشعریها و متکلمان خردگرا مخالف بود و چندین بار به دلیل مناظرات تند، تبعید یا تهدید شد، اما در نهایت لقب شیخالاسلام گرفت و آرامگاهش در گزگاه هرات، زیارتگاه هزاران نفر است.





