قنبر علی تابش
شاه اگر دختری از شهر سمنگان باشد
شاه اگر دختری از شهر سمنگان باشد عشق آواره ترین شاعر یمگان باشد شادیان را چقدر در دل خود جا دادم تا چنین پیش قدمهات…
وطنم! دوباره اینک، تو و شانههای پامیر
وطنم! دوباره اینک، تو و شانههای پامیر بتکان ستارهها را که سحر شود فراگیر بتکان ستارهها را که ستارههای این شهر همه یادگار زخمند، همه…
ریخته خشت و چوب بر چشمم
ریخته خشت و چوب بر چشمم کاشکی آسمان شود پیدا زندگی گم شده به قریهی ما کاش یک«زنده جان»شود پیدا زلزله…زلزله… زمین بلعید روستا روستا…





