وطنم! دوباره اینک، تو و شانه‌های پامیر

وطنم! دوباره اینک، تو و شانه‌های پامیر
بتکان ستاره‌ها را که سحر شود فراگیر

بتکان ستاره‌ها را که ستاره‌های این شهر
همه یادگار زخمند، همه یادگار زنجیر

من و یاد روزگاری که شکوه بلخ و غزنین
شده بود عین مهتاب به درخشش جهانگیر

منم و امید روزی که تو را چنان ببینم
که شوی به سان طاوس به هزار رنگ تصویر

گل و گندم و شقایق بدمد ز دشت‌هایت
ز بلندِ شانه‌هایت شود آفتاب تکثیر

وطنم مباد روزی که کسی ز غنچه‌هایت
به فراقت اشک ریزد، ز غمت شود گلوگیر

قنبر علی تابش

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *