راشد رامز
نوروز بر من؛ بر تمامِ مردهها تبریک!
نوروز بر من؛ بر تمامِ مردهها تبریک! اندوه نو گل می کند، افسردهها تبریک! از آسمان امّیدِ باران داشتیم اما خنجر فرو کرد آسمان بر…
با آنکه با یک مرگِ تدریجی همآغوشم
با آنکه با یک مرگِ تدریجی همآغوشم با زندگی هم گاهگاهی چای مینوشم گاهی نگاهی، خندهای یا شعرِ کوتاهی اندوه را یکباره بر میدارد از…
كابل كبوترهای بیجان را بغل میكرد
كابل كبوترهای بیجان را بغل میكرد زخمیترين شهری كه انسان را بغل میكرد شهری كه كركس در دلش بیخار میرقصيد شهری كه چون مادر كلاغان…
چه کنم تا به دلت مهرِ یقین بگذارم؟
چه کنم تا به دلت مهرِ یقین بگذارم؟ ماه را کندهام از جا، به زمین بگذارم؟ یا که ناگفتهترین شعرِ جهان را امشب پیشِ چشمانِ…
ببین رنگِ جهانم را سراسر سرخ
ببین رنگِ جهانم را سراسر سرخ زمین سرخ، آسمان سرخ و کبوتر سرخ تو گفتی زندگی؛ الله اکبر؛ سبز چرا گردن زدن؛ الله اکبر؛ سرخ؟!…
دنیای من جای قشنگی نیست اما تو
دنیای من جای قشنگی نیست اما تو… دنیای من جای قشنگی میشود با تو هر روز در آیینه با خود گفت و گو دارم هر…
اتاق من دلِ دلتنگِ شاعري تنهاست
اتاق من دلِ دلتنگِ شاعري تنهاست هواي پر نزدن در اتاقِ من زيباست تمام وسعت پروازِ من همين سقف است هر آن پرنده كه هرگز…





