چه کنم تا به دلت مهرِ یقین بگذارم؟
ماه را کندهام از جا، به زمین بگذارم؟
یا که ناگفتهترین شعرِ جهان را امشب
پیشِ چشمانِ تو ای خوبترین بگذارم؟
یا که از دامنِ شب یک دو نگین بردارم
تا در انگشترِ نازِ تو نگین بگذارم
جانم! از سجدهی بیهوده جبین کندم تا
صرف بر سینهی گرمِ تو جبین بگذارم
عشق پیوندِ قشنگیست؛ نباید با این
بینِ پیوندِ دو ابرویِ تو چین بگذارم
آمدم، گرچه دلت تنگتر از خانهی توست
ماه را کندهام از جا، به زمین بگذارم؟
ماه را کندهام از جا، به زمین بگذارم؟
یا که ناگفتهترین شعرِ جهان را امشب
پیشِ چشمانِ تو ای خوبترین بگذارم؟
یا که از دامنِ شب یک دو نگین بردارم
تا در انگشترِ نازِ تو نگین بگذارم
جانم! از سجدهی بیهوده جبین کندم تا
صرف بر سینهی گرمِ تو جبین بگذارم
عشق پیوندِ قشنگیست؛ نباید با این
بینِ پیوندِ دو ابرویِ تو چین بگذارم
آمدم، گرچه دلت تنگتر از خانهی توست
ماه را کندهام از جا، به زمین بگذارم؟
راشد رامز





