پس ازین زلف پریشان شده یی در بادم

پس ازین زلف پریشان شده یی در بادم خوب شیرین شده ام تا که شوی فرهادم رفتن و آمدنت زیر و بم آهنگی ست که…

تو سفر رفته‌ای و خسته‌گی‌ات مال من است

تو سفر رفته‌ای و خسته‌گی‌ات مال من است من به دنبال تو و مرگ به دنبال من است گرچه آزاده‌ام؛ اما تو خودت می‌دانی دخترم،…

چون كابل قديمِ پر از پاک‌بازها

چون كابل قديمِ پر از پاک‌بازها در تو هزار كوچه خرابات و سازها روییده از لبت گل آوازهای سرخ بزمی‌ست در گلوی تو از نینوازها…

دوزخ نماد روشنی از روزگار زن

دوزخ نماد روشنی از روزگار زن در این ستم‌سرای نفس‌سوز ناوطن این قوم شب‌پرست همه منکران عشق مهتاب را فکنده به دندابه‌ی لجن در این…

دل نیست این پرنده ی غمگین بی قرار

دل نیست این پرنده ی غمگین بی قرار یک بمب ساعتی ست که در حال انفجار… سر نیست روی گردنم این غده ی بزرگ لب…

زندگی را بگُِذارید ریاضی باشد

زندگی را بگُِذارید ریاضی باشد خط تقدیر دو دلداده موازی باشد «نفس باد صبا مشک‌فشان» را چه کنم سهم این سرو که باران مجازی باشد…

می‌نویسم از تو و دفتر پر از گل می‌شود

می‌نویسم از تو و دفتر پر از گل می‌شود خانه و دیوارها و در پر از گل می‌شود نام تو مثل بهار از غنچه ی…