گفتا خُنُک نسیمی کز کوی دلبر آید
(حافظ)
عاشق در هر جا و در دلِ هر پدیدهای به دنبال معشوق میگردد و او را میجوید، حتی در باد صبحگاهی نیز در جستجوی محبوب خود است. اگر به او بگویید که باد صبح هوایی خوش میآورد، میگوید که خوشتر از آن نسیمی است که از کوی معشوق من عطر او را میآورد؛ یعنی همهٔ عناصر و اتفاقهای عالم با معشوق او معنا و خوش میشود. گویی عاشق به تنهایی و بدون حضور معشوق دیگر قادر نیست از هیچ لحظه و موقعیتی لذت ببرد. حضور معشوق است که هر تجربهای را لذتبخش میسازد.
علی منهاج





