در صحبت خود هر دم من رندم و هشیارم
آزاده سخن گویم آزاده و سرشارم
در شعر شکر اندازم ، خود بی خبر اندازم
از رنج و غم دنیا ، چون من به برِ یارم
جز سجده به سوی یار ، جز گردش کوی یار
دیگر مفادی نیست و دیگر نبود کارم
در محفل رندانم ، فارغ ز غم جانم
در گفتن مدح یار شیرین شده گفتارم
گر صد بلا و طوفان ، گر صد زیان و تاوان
آید نشوم لرزان ، یار است چو نگهدارم
نورزی به جهان هر دم عاشق نشانِ دارد
دیوانه گری عاشق پیداست در اشعارم
نورالله نورزی















