فصلِ دگر برایِ فراموشی
تقویمِ سال باز به هم خوردهست
بربادیِ شکوهِ سپیداران
آغاز گشته و
فصلِ دگر برایِ فراموشی است.
هرچند سال،سالِ پریشانی است
وَ آفتاب،وزنِدگر دارد
و بادِ هرز
زمزمهٔ دیگر
بسیار شاذناله گرفتهستم،
امّا چه سود
فصل
گوری دگر به خاطرِ خاموشی است،
فصلِ دگر برایِ فراموشی است.
۱۳۷۰
تقویمِ سال باز به هم خوردهست
بربادیِ شکوهِ سپیداران
آغاز گشته و
فصلِ دگر برایِ فراموشی است.
هرچند سال،سالِ پریشانی است
وَ آفتاب،وزنِدگر دارد
و بادِ هرز
زمزمهٔ دیگر
بسیار شاذناله گرفتهستم،
امّا چه سود
فصل
گوری دگر به خاطرِ خاموشی است،
فصلِ دگر برایِ فراموشی است.
۱۳۷۰





