گرفت گوشهی قلبم پناه، آهسته
سکوت زمزمهی عاشقانهی خوبیاست
همین که خورده گره دو نگاه، آهسته
هزار و یک شب عشق تو را غزل خواندم
به گوش هر چه ستاره به ماه، آهسته
پلنگوار به عشق تو خو گرفتم، بعد…
مرا کشاند لب پرتگاه، آهسته
چقدر این “منِ عاشق” مرا اذیت کرد
خدا کند که شود سر به راه، آهسته
حمزه محمودی





