در آسمان تو یک عمر اگر چه دربدرم

در آسمان تو یک عمر اگر چه دربدرم
خیال می کنم این روزها پرنده ترم

عقاب نیستم اما پریده ام چندیست
به قدر تاب و توان همیشه مختصرم

اگر چه اوج تو با بال من نمی خواند
چگونه می رهی از چنگ وسعت نظرم؟

بیا به خاطره هامان کمی رجوع کنیم
قبول کن که چه بیهوده داده ای هدرم

قبول می کنم این را که من کمت هستم
قبول کن تو هم این را که من همین قدرم

بگو به صاعقه ای تا که آتشم بزند
که هر چه خواسته ای ریخت آسمان به سرم

روح الامین امینی

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *